موش کوچولو

سخن اول....

1392/3/1 1:09
نویسنده : مامان پریسا
112 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم...

گلم من پریسا مامانت هستم...

خیلی وقته دلم هواتو کرده...اما تو هنوز تودل من نیمومدی گلم...میدونی عزیزم من فعلا شرایطش رو ندارم تو رو به این دنیا دعوت کنم...

تصمیم دارم به امید خدا چند ماه دیگه دستم رو به سمتت دراز کنم عزیزم...

کوچولوی نازم فکر نکنی که دوست ندارم یا نمیخوامت..نه نه اصلا اینجوری نیست....

همین الانشم خیلی ازم دوری اینقدر دلم تنگته که نگو عزیزم...اما نمیخوام سلامتیه تو و خودم رو به خطر بندازم...

به خاطر همین تا مساعد شدن شرایطم همونجا..تو آسمونا پیش خداکه بهترین محفظ برای تو عزیزم هست بمون...

اما به مامان قول بده...قول بده تا اومدم سراغت که بیارمت رو زمین پیش خودم زود بیای و منتظرم نذاری عزییییزمممم

عزیزم میام اینجا حرفامو...دل تنگی هامو بهت میگیم....میدونم که به حرفای مامان گوش میدی...میدونم همونقدر که دوست دارم دوسم داری...تو خیلی وقته شدی مرهم دل من...خیلی وقته شدی سنگ صبورم زمانی که خسته و تنهام..زمانی که خوشحالم.

میام اینجا و از برنامه هایی که برات دارم میگیم...

میام اینجا و هر دفعه پیمان می بندم باهات که مواظبت هستم...تا ابد تا لحظه ای زندم...

خلاصه عزیزم مامان پریسا باهات اینجا خلوت میکنه...

دلبندم ببین و بخون و بدون که چقدر برام عزیزی...بزرگی...

وقتی بزرگ شدی...بیای اینجا و حرفای مامان رو بخونی...تو حرفاتو بگی و مامان بخونه...

خدای مهربووووون...

هیچ وقت هیچ بنده ای رو تنها نزار...

اول به درد دل دیگران بعد به درد دل من برس...آمین

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به موش کوچولو می باشد